هوالمحبوب
سلام دوستای من![]()
من اومدم با یه سری چرت و پرت دیگه![]()
امروز آخرین روز تابستون منم اومدم بدرقه ش کنم به خاطر همینم این پست رو
دقیقا" ۱۲ شب آپ کردم.![]()
اومدم بگم سلام پاییز
سلام پادشاه فصل ها (به قول اخوان)
یادت باشه که من اولین نفری بودم که اومدم پیشوازت![]()
هر چند خیلی واسم بد خاطره بوده و همه خریتام تو فصل پاییز بوده
ولی به قول سهراب
جور دیگر باید دید![]()
این تابستون اتفاقای عجیب زیاد داشتم به قول بابک زندگیم هیجان انگیز شده بود![]()
نتایج کنکور.دانشجو شدنم .گم کردن گوشیم.شناختن خیلی از آدمای دورو برم.![]()
از همه جالب تر :اون روز تو خیابون یه زنه جلو کیوسک تلفن جلومو گرفت
گفت یکی اومده خواستگاری دخترم میگن زن داره تلفن بگیر حرف بزن ببین راسته
تا گرفتم دمه گوشم یادم افتاد یهو پرسیدم بگم کی رو می خوام گفت :
آقا بهنام
یه لحظه طی مسائلی شک کردم بعد پیش خودم گفتم : نه بابا تشابه اسمیه![]()
خلاصه بابا بزرگ طرف جواب دادو فهمیدیم دروغه و زنه کلی خوشحال شد
و برام دعا کرد![]()
این تابستونم رفت مثل همه ی فصلای دیگه و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم![]()
خوش اومدی تابستونی که پدر مارو با این گرمات دراوردی![]()
سفرت سلامت
آب میریزم پشت سرت که زود برگردی
امروزا دلم بد جور گرفته واسم خیلی دعا کنین![]()

همتونو دوست دارم
بای بای تا آپ بعدی جیجرای من ![]()


