سلام
خوبین؟
امروز می خوام یه خاطره براتون تعریف کنم
تقریبا" ۱سال پیش بود ۶ مرداد ماه از امتحانای نهایی خلاص شده بودیم وداشتیم
مثلا" استراحت میکردیم که :
رییییییییینگ.....ریییییییییینگ......
-بله
- سلام بی معرفت خبری از ما نمی گیری؟
- سلااااااااام. چطوری پرپر(اسمش پروانه بود همکلاسیم توی مدرسه) چه عجب یادی از ما کردی؟
- زنگ زدم واسه اون سی دی هایی که دستم مونده بود باهم قرار بذاریم پسش بدم.
- اوووووووو.هیچ یادم نبود که اون سی دی یا دسته توه
-آره شرمنده خلاصه زنگ زدم باهات یه قراری بذارم
- خوبه کجا؟
- آبرسان من کلاس کنکور میرم بیا جلو آموزشگاه گزینه برتر! ساعت ۵ کلاس دیفرانسیل دارم
- بابا کنکووووووور کلاسم میری؟
- آره چرا نمیای؟ استاداش خیلی توپن
- باشه ببینم چی میشه
-خوشحال شدم صداتو شنیدم خدا حافظ
-باشه عصر میبینمت خوشحال شدم.خدانگدار
خلاصه رفتیم و سر کلاسم واسه اولین جلسه مهمون نشستیم استاد خوبی بود
خلاصه با کلی اصرار و تمنا و خواهش خانواده راضی شدن ثبت نامم کنن
همشون پروازی بودن از تهران میومدن.اسم استاد دیفرانسیل آقای صفوی بود خیلی استاد
باحالی بود حدود ده سانت ریش داشت با ۲ تا بچه امیر مهدی و امیر حسین.بعضی وقتام
سر کلاس درساخلاق می داد.(استاد دیف)
آقای یهیوی استاد فیزیک بود رتبه ۳۰ کنکور ۷۳
آآقای ابولقاسمی رتبه ۱۲۰ بود و پزشکی خونده بود( استاد شیمی)که واقعا" کارش درست بود
و اما آقای نهرینی هندسه گسسته بود تنها استاد مجرد آموزشگاه
که همین جا از تک تکشون تشکر میکنم
یک سال گذشت
یه سال خودکشی کردیم. کلاس کنکور رفتیم.گردش ها و مهمونی یا رو قدغن کردیم.
میونمون با بهترین دوستامون به هم خورد. مامان و بابا رو خسته کردیم
کلی پول کلاس و آزمون و کنکور دادیم
تا اینکه بالا خره دیروزرتبه ها اومد![]()
ماشالاگل کاشتم .شریف قبول نشم امیر کبیر حتما" قبول میشم![]()
۱۴۶۰۳![]()
هر چند بین فامیلای منگلمون رکورد زدم
ولی می خوام پشت کنکور بمونم
تا سال بعد ببینیم چی میشه!
تا آپ بعدی بای بای![]()


