سلام عزیزای من![]()
امروز تازه از غصه ی مردن جوجوی صورتی کوچولوم درو مده بودم که یه خبر وحشتناک
شنیدم.![]()
خسرو شکیبا فوت کرد.![]()
سنم اونقدر قد نمیده که از فیلمای قدیمیش بگم. مثلا" همین فیلم "حمید هامون " که همه
میگن. ![]()
من با سریال تلویزیونی خانه سبز شناختمش.سریالی که بدون شک همتون دیدین .![]()
با دیالوگای معروف : " چه معنی داره تو این خونه یکی با یکی دیگه قهر کنه"یا" قهر هستی
حرف که می زنی " یا" عاطفه .....عاطفه .....عاطفه..."
و توی همین فیلم بازیگر محبوب من شد![]()
فیلم خواهران غریبش رو چندین بار نشستم پای تلویزیون و با دقت نگاه کردم ۰![]()
و آخرین سریال تلویزیونیش سر زمین سبز که به قول سینا عمق احساسات آدم رو
قلقلک میداد.
پرونده زندگی زندهیاد خسرو شکیبایی در حالی بسته شد که سالها بود همه مون با دیدنش
افسوس همه روزهای رفته رو با خاطره بازی او میخوردیم؛ روزهایی که بوی زندگی و عشق و
پریشانی به همراه داشت.
عشقم بود که یه روز از نزدیک ببینمش![]()
اگه بازیگر مورد علاقه تو هم بود همین جا براش یه فاتحه بخون![]()
![]()
بیو گرافی:
خسرو شکیبایی سال 1323 در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته بازیگری در
دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او قبل از انقلاب تنها در عرصه تئاتر
فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم "خط قرمز" مسعود کیمیایی
در سال 1361 آغاز کرد.
سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی فیلم "هامون" داریوش مهرجویی بود. او برای بازی
در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هشتمین جشنواره فیلم فجر به
دست آورد. شکیبایی همچنین برای بازی در فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش بار دیگر برنده سیمرغ
بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد.
از مهمترین فیلمهای این بازیگر فقید میتوان به "بانو"، "سارا"، "پری"، "دختر دایی گمشده"
و "میکس" مهرجویی، "خط قرمز"، "حکم" و "رئیس" کیمیایی، "کاغذ بیخط" تقوایی،
"اتوبوس شب" و "خواهران غریب" پوراحمد، "یکبار برای همیشه" و "مزاحم" الوند، "
سالاد فصل" و "ستاره بود" جیرانی، "شب" صدرعاملی، "سرزمین خورشید" درویش،
"دستهای خالی" طالبی، "عاشقانه" داودنژاد، "رابطه" و "عبور از غبار" درخشنده و
"چه کسی امیر را کشت؟" کرمپور اشاره کرد.
و بالا خره امروز صبح در ۲۸ تیر ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی به علت سرطان کبد
در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی را وداع گفت
سلام عزیزای دل![]()
خوبین؟
ببخشینا دیر دیر آپ میکنم آخه مشکلات یه ریزه زیاده![]()
بابته نظرای قشنگتونم ممنونم![]()
به حرفای این شکلاتم گوش نکنین چرت و پرت زیاد میگه(شوخی کردم)![]()
آقا جاتون خالی من شکلات دیروز رفته بودیم مانتو بگیریم ....اونقدر خندیدیم که نگو....بابا من رفتم اتاق
پرو .شکلاتم هی مانتو داد هی مانتو داد که من بپوشم البته شکلات نمی دادا .آقای فروشنده میداد
خودتونم که می دونید امروزا برق یکی در میون قطعه.اون روزم از شانس گند من برقا رفته بود فکر کن بری
تو یه اتاق تنگ درم ببندی برقم که نیست هیچی دیگه نور الی نور .....خلاصه ما مانتو پسندیدیم چونه
زدیم در هین چونه زدن برقا هم اومد خریدیم و اومدیم بیرون حدس بزنید چی شد![]()
جلوی در مغازه دیدم مانتومو بر عکس پوشیم
جاتون خالی اونقدر خندیدیم که خدا میدونه فکر کن از
این مانتو بدون دکمه دوختای مانتو همه بیرون از همه ضایع تر مارک پشت گردن مانتو بود اونی که سایز و
این جور چیزا توشه
همونجا جلو مغازه تاکسی گرفتیم و برگشتیم....
اینم یه متن قشنگه خوندنش خالی از لطف نیست

موش كه از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن
روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این كه یك روز صبح ، در حالی

راستی روز پدرم به همه باباها تبریک میگم![]()


