![]()
![]()
![]()
هوالمحبوب
سلام من بازم اومدم
با یه چهار شنبه دیگه
با یه سرس حرفای دیگه![]()
می خوام این سری یه مطلبی رو براتون بنویسم
اینو یه عزیزی برام تعریف کرده
شاید برای بعضی هاتون تکراری باشه![]()
ولی با این حال حرفای گفتنی زیاد داره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان یکی از آنها به داخل گودال عمیقی افتاد .
بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است
به قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . تو به زودی خواهی مرد .
قورباغه این حرفها را نادیده گرفت و با تمام توانش کوشید که از گودال بیرون بپرد .
اما قورباغه های دیگر دائما بهاو می گفتند که دست از تلاش بردار،
چون نمی توانی از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد![]()
بالاخره از گودال خارج شد
وقتی از گودال بیرون آمد ، بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که :
دیگران او را تشویق می کنند ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می بینید امید وار بودن و امید دادن چه قدر مفیده!
گاهی وقتا یه حرف خشک و خالی ما می تونه به یه نفر
آنچنان امیدی ببخشه که نتیجش خیلی عجیب باشه
پس بیاین سعی کنیم تا میتونیم امید وار باشیم و به بقیه امید بدیم![]()
![]()
این متن رو هم بخونید شاید براتون جالب باشه
برای من که خیلی جالب بود

برگرفته از:



