تبليغاتX
دختر شرقی
امید را به یاد داشته باش

هوالمحبوب

سلام من بازم اومدم با یه چهار شنبه دیگهبا یه سرس حرفای دیگه

می خوام این سری یه مطلبی رو براتون بنویسم

اینو یه عزیزی برام تعریف کرده

شاید برای بعضی هاتون تکراری باشه

ولی با این حال حرفای گفتنی زیاد داره

 چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان یکی از آنها به داخل گودال عمیقی افتاد .

بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است

 به قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . تو به زودی خواهی مرد .

قورباغه این حرفها را نادیده گرفت و با تمام توانش کوشید که از گودال بیرون بپرد .

 اما قورباغه های دیگر دائما بهاو می گفتند که دست از تلاش بردار،

چون نمی توانی از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد

 بالاخره از گودال خارج شد

وقتی از گودال بیرون آمد ،‌ بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که :

دیگران او را تشویق می کنند

می بینید امید وار بودن و امید دادن چه قدر مفیده!

گاهی وقتا یه حرف  خشک و خالی ما می تونه به یه نفر

آنچنان امیدی ببخشه که نتیجش خیلی عجیب باشه

پس بیاین سعی کنیم تا میتونیم امید وار باشیم و به بقیه امید بدیم

 

این متن رو هم بخونید شاید براتون جالب باشه

برای من که خیلی جالب بود

برگرفته از:

http://www.tehroon20.com/

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت20:49توسط نسیم |